تبليغاتX
هفتیر کش ورشکسته - نامه به آقای رهبری (بازی وبلاگی)

هفتیر کش ورشکسته

نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

نامه به آقای رهبری (بازی وبلاگی)

بعد از خواندن فراخوان انتقاد از رهبری در وبلاگ مسیح علی نژاد بر آن شدیم تا نامه ای انتقادی و بدون توهین به رهبری بنویسیم.
از همه ی بلاگر ها مخصوصا وحید در خبر از اول و آرمین در دنیای جانوران دوپا  محمد در وبلاگ ققنوس زیتون  ملا حسنی و دیگر فعالین سیاسی در عرصه ی وبلاگ نویسی خواهش میکنم نامه ی انتقادی به رهبر بنویسند این نامه ها مسلما خوانده خواهد شد.

بی مقدمه نامه را آغاز میکنیم.
آقای  سید علی خامنه ای!
قصد دارم با یاد آوری حوادثی که در این مدت گذشت و فشار هایی که ملت رنج دیده ی ایران متحمل شدند و توهین هائی که به آنها شد اشاره ای به دیدار جمعی از نخبگان با شما و اتفاقاتی که در پشت درهای بسته افتاد کرده باشم.
متاسفانه امکان این که به صورت حضوری این انتقادات را از شما بکنم موجود نمیباشد و اگر هم این امکان فراهم بود بنده مانند آن دانشجوی نخبه که از نظر من مستحق دریافت نشان شجاعت نیز می باشد شجاعت این انتقاد دلاورانه و محترمانه و مودبانه را در حضور شما ندارم.
همانطور که نخبه ی عزیزمان آقای محمود وحید نیا متذکر شدند انسان جایز الخطاست و هیچ انسان کاملی وجود ندارد که بدون خطا فراز و نشیب های زندگی پر خطا را پشت سر بگذارد.
از این رو شما نیز جزء همین دار و دسته ی انسانهای جایز الخطا هستید پس چرا نباید کسی حق و یا جرات انتقاد حضوری یا غیر حضوری را در مورد شما داشته باشد؟
بزرگترین خطای شما نهادن لقب ولی فقیه و جانشین خداوند بر روی زمین بود که متعاقب آن صدها بلکه هزاران اشتباه تاسف بار دیگر به بار آمد.
یکی دیگر از بزرگترین اشتباهات ولی فقیه نماینده ی خدا دستور برخورد غیر انسانی با مردم معترض بود.
اغتشاشگر خواندن مردمی که تا روز قبل از آن از آنها با عنوان افتخار آفرینان جمهوری اسلامی یاد میکردید برگی دیگر بود از برگ های بی شمار دفتر اشتباهات یک انسان.یک آقای به پایان رسیده (به قول مسیح علی نژاد)
کسی که هنوز سنگ امام راحل را به سینه میزند چرا سر سوزنی به گفته های وی که حداقل اندکی  به نفع مردم بود توجه نمیکند؟آیا صرفا برگزاری مراسم یادبودی از بنیان گذار این جمهوری کاملا اسلامی کافیست تا تمامی رهنمون های او را به باد فراموشی سپرد؟
منظورم عدم حق دخالت نیروهای نظامی مانند سپاه پاسداران در امور اجتماعی و اقتصادی است.
وعده های دیگر مانند آب مجانی برق مجانی گاز مجانی آوردن پول نفت سر سفره ی مردم (وعده ای ساده لوحانه) و .... پیش کش.
انتقاد دیگرم درباره ی تظاهر و ظاهر سازی شما میباشد.
چرا شما باید با برگزاری مراسم نماز جمعه و ریختن چند قطره اشک و طلب ظهور حضرت امام زمان (!)
جواز قتل عام مردم معترض را به دست نیروهای فشار و کشتار و لباس شخصی ها بدهید؟
در مورد جانب داری شما از جناح خاص سیاسی که قصد اشاره به آن را ندارم پس از اظهار بی طرفی از جانب شما دیگر سخنی به میان نمی آورم !!!
تصمیمات بچه گانه ای که سرنوشت یک ملت به آن بستگی دارد و هر کودکی با نیم نگاهی به آن متوجه بی پایه و اساس بودن و ضرر آن برای ملت می شود از جانب سران عالی رتبه ی نظام گرفته می شود و هیچ قوه ی اجرائیه ای بر آن نظارت نمیکند حتما از زیر تیغ نگاه موشکافانه ی شما گذشته است چرا نسبت به آنها عکس العملی نشان نمیدهید؟
آیا مردم حق ندارند که پس از دیدن اظهارات نه چندان مردم پسندانه ی شما،شما را به جای رهبر  دشمن خود تلقی کنند؟
حتما میدانید که دیگر خواهانی در بین مردم ندارید.
نگاهی گذرا به تاریخ کافیست تا متوجه شوید هیچ حاکم ظالمی در طول تاریخ جاودانه نشد و نامش یاد نشد جز به نفرین و نا سزا.آیا این دنیای دو روزه ارزش آن را دارد که شما جایگاه ابدی خود را در تاریخ این سر زمین و دنیا در زباله دان آن بنا کنید؟
مردم سالاری دینی شعاریست که این روزها به کرات از آن یاد میکنید.
دین نباید چیز بدی باشد؛حداقل برای پیروانش.ملت ایران خود را دین دار و پایبند به دین اسلام میدانند اما خبری از مردم سالاری در جامعه ای دینی دیده نمیشود.دلیل آن چیست؟
آیا فکر نمیکنید در میان جامعه ای که مردم سالاری دینی بر آن حاکم است عنصری به نام ولی فقیه به صورت تناقض و شکافی آشکار خود نمائی میکند؟
بدون شک شما آخرین ولی فقیه حاکم بر این سر زمین و حتی میتوان به جرات گفت در این دنیا می باشید.پس حداقل با تعدیل نیروی نظامی و کوتاه کردن دست برخی از سودجویان نظام از منابع مالی و نظامی کمی بار پرونده ی نه چندان روشن خود را سبک کنید.به شما قول میدهم همین اقدام کوچک باعث می شود که هم پس از مرگ شما این آینده ی دهشتناک تاریخ ایران کمی سبز تر به نظر رسد هم خشم مردم از شما کمتر خواهد شد.(در هر صورت باید قبول کنید شما چه در جایگاه رهبر و ولی فقیه چه در جایگاه یک انسان،در بین مردم قاتل و خونخواری بیش نیستید.).
در وبلاگ قبلی که به همت ذوب شدگان در ولایت شما فیلتر شد به شما هشدار چنین روزی را داده بودم البته ندای روزگاری سیاه و بسیار ترسناک را برای شما داده بودم که به کمک هوشیاری مردم دیری نخواهد گذشت که این روزگار  در صورت عدم توجه شما به هشدار ها و نامه های انتقادی رقم خواهد خورد.پس تا دیر نشده این بار به جای فیلتر کردن این وبلاگ که حتی ذره ای از اقیانوس وبلاگها و وبسایت های مخالف شما هم نیست بیائید و به نصیحت های دوستانه ی ما گوش کنید و مملکت را به صاحبان اصلی اش که همانا مردم باشند باز گردانید.
همانطور که خودتان نیز در نشست با نخبگان متذکر شده  بودید جوان نسل امروز را نمیتوان متوقف کرد.اما مثل همیشه کمتر از مقام خود عمل کردید و راه حلی برای این عدم توانائی در متوقف کردن جوان نسل امروز نیاندیشیدید. مطمئنا اعمال فشار و کشتار راه حل خوبی نیست جوانان مانند سیمرغی میمانند که از دل خاکستر آنها سیمرغ دگری بیرون میزند.
من این راه حل را به دست شما میدهم بلکه شما با انجام آن کمی از این بحران کنار تر بکشید.
این مقوله را تجربه اثبات کرده که در مقابل موج خروشان رودخانه ای قدرتمند نمیتوان ایستاد و بهترین راه همراهی در جهت مسیر حرکت این رودخانه است.به شما پیشنهاد میدهم که به جای کشتار این جوانان که پیامدش بیرون آمدن جوان دیگری از دل خاکستر جوان قبلی بود با این جوانان همراه و همدل شوید.
در کتاب ((ظهور؛ماجرای من و امام زمان-اثر هوشنگ معین زاده)) درباره ی آینده ی خیالی ظهور امام زمان و پیامد ها و عکس العمل های بعدی شما در آن  موقعیت میخواندم.شما پس از دست و پا زدن های فراوان مجبور شدید مملکت را به دست مردم بسپارید و بعد از انجام رفراندوم آینده ی خوش مملکت رقم خورد.
من ظهور را به جز این موج سبز جوانان نمیدانم و قبول ندارم پس بیایید حال که ظهور امام زمان که این جوانان هستند انجام شده آن را بپذیرید و مملکت را به آنان و به عبارتی به ما بسپارید و خود در گوشه ای آرام باقی عمر خود را بگذرانید تا به زندگی خود پایان دهید و به تاریخ بپیوندید.
ما قصد انجام انقلاب مخملی را نداریم و هیچ گاه نداشتیم.انقلاب ما کاملا ابریشمی است ابریشم سبز و بهشتی.به این انقلاب ابریشمی تن در دهید که بهترین گزینه است.
امروز روزی است که دیگر کسی برای نام ولی فقیه و مملکت اسلامی تره هم خرد نمیکند شعار های مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر خامنه ای بر روی در و دیوار های این شهر بزرگ و اکثر شهرها میتواند تائیدی بر عرایضم باشد.
دیگر شعار های مرگ بر روسیه و مرگ بر چین و نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران جای شعار های خاک گرفته ی مرگ بر امریکا و مرگ بر اسرائیل و ... را گرفته است.
صدایی از استقلال آزادی جمهوری اسلامی به گوش نمیرسد و هر چه زور میزنیم تنها صدای استقلال آزادی جمهوری ایرانی را می شنویم.
اگر در آن روز ها (اوایل انقلاب را عرض میکنم) پدران ما شعار الله اکبر را با شوق و شور سر میدادند امروز به نشانه ی خشم و انقلابی دوباره به نظر می آیند.
شاید شما در سال 56 حتی فکر انقلاب را هم نمیکردید ولی در سال بعد غالفگیر شدید.
اما امروز اینگونه نیست و شما کاملا میتوانید انقلاب و تغییر را حس کنید.
صدای ما را بشنوید.اینجا ایران است صدا و سیمای جمهوری ایرانی
+ نوشته شده در  شنبه 9 آبان1388ساعت 2:14  توسط هفتیر کش ورشکسته  |